احادیث حضرت محمد (ص)

احتمال اثبات همسر و فرزند حضرت مهدی

کسانی که بر این باورند، اعتقاد دارند آن حضرت به طور قطع ازدواج کرده، و دارای فرزندانی نیز هست. ایشان به طور عمده، دو دسته دلیل برای این ادعا ذکر کردهاند:
۱٫ ازدواج، امری مستحب است و ساحت حضرت ولی عصر (ع) از ترک این مستحب مبرّا میباشد.
۲٫ در کتابهای روایی، برخی روایتها و ادعیه، بر همسر و فرزند داشتن حضرت دلالت دارد.
دلیل نخست: استحباب ازدواج
برخی افرادی که این احتمال را ترجیح دادهاند، در پاسخ منکران وجود همسر و فرزند برای حضرت مهدی (عج) چنین نوشتهاند:
چگونه ترک خواهند کرد چنین سنّت عظیمه جدّ اکرم خود را با آن همه ترغیب و تحریص که در فعل آن و تهدید و تخویف در ترک آن شده، و سزاوارترین امّت در اخذ به سنّت پیغمبر، امام هر عصر است، و تا کنون کسی ترک آن سنّت را از خصایص آن حضرت نشمرده است.(۱)
نیز یکی از دانشوران معاصر در اینباره نوشته است:
بنابراین آن حضرت، فرزندان و نوادگان زیادی خواهد داشت که شمارش آنها به سادگی ممکن نیست. اگر در این زمینه (داشتن همسر و فرزند) هیچ نقل روایی وجود نداشت، و فقط همین مطلبی که آن حضرت با وجود سن زیاد از نظر جسمی جوانی قویّ البنیه است… و نیز میدانیم که آن حضرت به سنّت پیامبر (ص) عمل میکند، در قبول این مطلب که آن جناب همسر و فرزندانی دارد کافی بود».(۲)
بررسی این دیدگاه
الف: استحباب ازدواج
استدلال پیشین، دارای دو مقدمه است:
۱٫ ازدواج، سنّت پیامبر اکرم (ص)، و کاری شایسته و مستحب است.
۲٫ حضرت مهدی (عج) ناگزیر این سنّت را انجام میدهد.
امّا مقدمه نخست
شکی نیست که استحباب ازدواج از آیات و روایات فراوانی استفاده میشود. برخی آیاتی که بر استحباب ازدواج دلالت دارند، عبارتند از: gفَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءf؛(۳) «از زنان، هر چه شما را پسند افتد، به نکاح درآورید». و آیه gوَ اَنْکِحُوا الْاَیامی مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْf؛(۴)«و عَزبهایتان و غلامان و کنیزان خود را که شایسته باشند، همسر دهید».
امّا از روایاتی که در اینباره در دست است، میتوان به فرمایش رسول گرامی اسلام (ص) اشاره کرد که فرمود:
النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی؛(۵)
نیز در اهمیّت و تشویق به ازدواج، چنین آمده است:
هر کس ازدواج کند، نصف دینش را بدست آورده است(۶).
امام صادق (ع) نیز در اینباره میفرماید:
دو رکعت نماز کسی که ازدواج کرده با فضیلتتر است از هفتاد رکعت نماز کسی که بدون همسر است.(۷)
امیر مومنان علی (ع) در اینباره فرمود:
تَزَوَّجُوا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَتَّبِعَ سُنَّتِی فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِیَ التَّزْوِیجَ؛(۸)
ازدواج کنید که همانا رسول گرامی اسلام فرمود: «هر کس دوست دارد از روش من پیروی کند، پس به درستی که از سنّت من ازدواج است».
با توجه به آیات و روایات پیشین و وجود کلمات امر، مانند «انکحوا» در آیات، و تشویق به ازدواج در روایات، و سفارش در عمل به سنّت پیامبر خدا، استحباب شرعی ازدواج قابل استنباط است.
امّا مقدّمه دوّم
لزوم عمل امام (ع) به امر شرعی و سنّت رسول خدا (ص) پرسشهایی را پدید میآورد؛ از جمله اینکه:
با توجه به مستحبات بسیار زیاد، آیا امام (ع) به همه آنها عمل میکند؟ یا از آن امور انتخاب کرده و گزینشی عمل میکند؟
بدون تردید پیشوایان معصوم (ع) مانند پیامبران، چون هدایت مردم را به عهده دارند ـ همیشه در عمل به احکام الهی پیشگام بودهاند. به صورت اساسی، رسالت آنان ایجاب میکرد نخست خود عامل به دستورهای الهی باشند و در صحنه عمل برای دیگران الگو و نمونه باشند؛ بنابراین، در لزوم عملکردن امام به مستحبّات دو نکته وجود دارد:
۱٫ هدایت و رهبری و الگوی کامل بودن برای مردم که ایجاب میکند امام در زندگی و معاشرت و در برخورد با دیگران به گونهای شایسته عمل کند و در عمل به دستورهای دینی (واجب و مستحب) پیشگام باشد.
۲٫ اقتضای جایگاه و منزلت انسان کامل، ایجاب میکند به مستحبات عمل کند.
بدون تردید، نکته اوّل در زمان غیبت امام (ع) موضوعیت ندارد؛ زیرا امام (ع) در دید مردم نیست، و امامت وی در باطن است، نه در ظاهر؛ ولی نکته دوّم در رسیدن به مطلوب (امام به مستحبّات شرعی پایبند و سزاوارتر از دیگران است) کافی است.
با توجه به دو مقدّمهای که گذشت، عدّهای معتقدند امام زمان (ع) در عصر غیبت ازدواج کرده و صاحب همسر و فرزند است.
در پاسخ این دلیل گفته شده است:
اگر انجام ازدواج را بر استحباب نیز حمل کنیم، نکته قابل توجه این است که این استحباب، با مساله بسیار مهم غیبت و فلسفه آن، در تعارض است.
این پرسش پیش میآید که اهمیّت ازدواج، در جایگاه یک مستحب بیشتر است یا امر بسیار مهم «امر به معروف ونهی از منکر»؟ حتماً پاسخ داده خواهد شد: امر به معروف مهمتر است. حال آیا امام عصر (ع) از این همه منکری که رخ میدهد خبر دارد یا خیر؟ حتماً گفته میشود: خبر دارد؛ پس چرا نهی از منکر نمیکند؟ خواهد گفت: با مقام غیبت حضرت در تعارض است. حال این پرسش پیش میآید که آیا واجبی به این اهمیّت در تعارض با غیبت ترک میشود؛ اما امر مستحب نه؟
نه فقط امر به معروف که بسیاری از شوونات امام است که به دلیل غیبت او به صورت موقت ترک میشود.
افزون بر این که روایت نبوی میگوید: «فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی»(۹) و آن، بدین معناست که با آن، به مخالفت بر خیزد. بر ما روشن است که هر کس اگر به دلیلهایی نتوانست ازدواج کند، به این معنا نیست که با آن مخالف است.
دلیل دوم: برخی روایات و ادعیه
افزون بر دلیل پیشین که مهمترین دلیل در اینباره یاد شده است، ادلهای دیگر بر فرزنددار بودن آن حضرت نیز بیان شده که همراه نقد بیان میشود:
۱٫ شیخ طوسی از مفضل بن عمر نقل کرده است که امام صادق (ع) فرمود:
إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْاَمْرِ غَیْبَتَیْنِ إِحْدَاهُمَا تَطُولُ حَتَّی یَقُولَ بَعْضُهُمْ مَاتَ وَ یَقُولَ بَعْضُهُمْ قُتِلَ وَ یَقُولَ بَعْضُهُمْ ذَهَبَ حَتَّی لَا یَبْقَی عَلَی اَمْرِهِ مِنْ اَصْحَابِهِ إِلَّا نَفَرٌ یَسِیرٌ لَا یَطَّلِعُ عَلَی مَوْضِعِهِ اَحَدٌ مِنْ وُلْدِهِ وَ لَا غَیْرِهِ إِلَّا الْمَوْلَی الَّذِی یَلِی اَمْرَهُ؛(۱۰)
برای صاحب این امر، دو غیبت است که یکی از آنها، به اندازهای طولانی میشود که برخی از مردم گویند: از دنیا رفته است، برخی گویند: کشته شده و برخی گویند: آمده و رفته است؛ جز اندکی از شیعیان، بر باور خود استوار نماند. کسی از فرزندانش و غیر آنان؛ از اقامتگاه او آگاه نمیشود، جز کسی که متصدی امور او است.
برخی، از این روایت استفاده کردهاند که آن حضرت، در دوران غیبت، دارای فرزند است؛ چرا که اگر فرزند نداشت، این روایت بیمعنا میشد.
نقد و بررسی کوتاه
استدلال به این روایت، از چند جهت درست نمیباشد؛ زیرا:
الف. نعمانی همین روایت را نقل کرده است؛ در حالی که به جای«من ولده»، «من ولی»(۱۱) آورده است.
با توجه به این که کتاب الغییه نعمانی به مراتب بر کتاب الغیبه شیخ طوسی مقدم بوده و بخشی از سند هر دو کتاب مشترک است و نیز بین کلمه «ولی» و «ولد» از نظر نوشتار، نزدیکی وجود دارد، احتمال تصحیف، بسیار قوی مینماید؛ بنابراین، استدلال به این روایت، بیاعتبار خواهد شد.
یکی از دانشمندان معاصر پس از ذکر هر دو روایت مینویسد:
با وجود این اختلاف، استناد به نقل «غیبت شیخ» اطمینانبخش نیست؛ بلکه نقل «غیبت نعمانی» از برخی جهات، مانند علوّ سند و لفظ حدیث، معتبرتر به نظر میرسد.(۱۲)
یکی دیگر از اندیشهوران معاصر پس از اشاره به اختلاف نقل شیخ طوسی و نعمانی، درباره این روایت نوشته است:
کمترین احتمالی که در اینباره وجود دارد، این است که مقصود از عبارت «هیچ یک از فرزندان و نه دیگران، از جای آن حضرت آگاه نیستند» مبالغه در شدت پنهانی باشد؛ بدین معنا که اگر هم بر فرض آن حضرت را فرزندی باشد، حتی او هم از شخصیت حقیقی حضرت آگاه نخواهد بود، تا چه رسد به دیگران و لذا ـ چنانکه واضح است ـ این عبارت دلیلی بر وجود فرزند بالفعل نمیباشد. و همین اندازه که چنین معنایی برای روایت محتمل باشد، برای ساقطکردن استدلال بدان کفایت میکند؛ زیرا آنگاه که احتمال به میان آید، استدلال باطل است.(۱۳)
ب. درباره روایت شیخ طوسی گفته میشود که مورد تحریف واقع شده است. زیرا در این روایت، ضمیر مفرد به جای جمع استفاده شده است:
]در روایات[ میگوید: «از فرزندان او و دیگری»؛ در حالی که صحیح این بود که بگوید «از فرزندان او و دیگران». مگر این که کسی بگوید ضمیر«هاء» در کلمه «ولده» از سوی نسخهنویسان اضافه شده است یا اینکه بگویند مقصود روایت اشاره به این مطلب است که امام (ع) فقط یک فرزند دارد. یا این که بگوید مراد از لفظ «ولد» اسم جنس است و برای مراعات این نکته ضمیر مفرد به کار رفته است.(۱۴)
۲٫ حکایت جزیره خضراء که سخن از فرزندان حضرت در جزیرهای دور دست دارد.
در آن داستان، ادعا شده است برخی فرزندان حضرت مهدی (عج) در جزایری دور دست و ناشناخته، بر شهرهایی حکومت میکنند.
این داستان، ابتدا به وسیله علامه مجلسی در بحار الانوار(۱۵) و پس از نزدیک دو قرن، به وسیله محدث نوری در کتاب نجم الثاقب(۱۶) شهرت یافت.
در درسهای آینده به صورت مفصل درباره این داستان سخن خواهیم گفت. این نتیجه خواهیم رسید که این داستان از اساس ساختگی است.
بنابراین استدلال به این داستان و مانند آن، بر این مساله غیر قابل پذیرش است.
۳٫ علامه مجلسی میگوید: مولف کتاب مزار کبیر به اسناد خود از ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود:
کَاَنِّی اَرَی نُزُولَ الْقَائِمِ فِی مَسْجِدِ السَّهْلَهِ بِاَهْلِهِ وَ عِیَالِهِ؛(۱۷)
گویا میبینم فرود آمدن قائم را در مسجد سهله با اهل و عیالش.
این روایت برای آن حضرت همسر و فرزند اثبات کرده است، ولی هیچ دلالتی ندارد در دوران غیبت نیز دارای زن و فرزند است؛ چرا که احتمال دارد این زن و فرزند پس از ظهور برای او حاصل آید.
۴٫ در روایتی که ابن طاووس از امام رضا (ع) در صلوات بر امام مهدی (عج) نقل کرده است، عبارت زیر به چشم میخورد:
…اللَّهُمَّ اَعْطِهِ فِی نَفْسِهِ وَ اَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ اُمَّتِهِ وَ جَمِیعِ رَعِیَّتِهِ مَا تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ تَجْمَعُ لَهُ مُلْکَ الْمُمْلَکَاتِ کُلِّهَا قَرِیبِهَا وَ بَعِیدِهَا وَ عَزِیزِهَا وَ ذَلِیلِهَا حَتَّی یَجْرِیَ حُکْمُهُ عَلَی کُلِّ حُکْمٍ وَ یُغْلَبَ بِحَقِّهِ کُلُّ بَاطِل…؛(۱۸)
خدایا! به او و خاندان و فرزندان و نسل و تمام پیروانش، چیزی ببخش که مایه روشنی چشم و خوشحالی دل او شده و حکومت تمام حکومتهای دور و نزدیک، عزیز و ذلیل را در اختیار او قرار دهد، به گونهای که حکومت او بر تمام حکومتها غالب و حق، بر تمام باطلها چیره شود.
برخی بزرگان درباره روایت پیشین نوشتهاند:
اولاً: سند روایت قابل اعتماد نیست.
ثانیاً: حداکثر چیزی که از این دعای منقول از امام رضا (ع) که حدود پنجاه سال پیش از ولادت امام زمان (ع) فرمودهاند، میتوان استنباط کرد، این است که امت اسلام، دارای مهدی است و او دارای فرزندانی خواهد شد؛ امّا در روایت اشارهای به زمان ولادت فرزندان حضرت نشده است.
سیاق کلام، بیشتر حاکی از آن است که این موضوع به عصر ظهور امام و قیام و حکومت ایشان مربوط میشود.(۱۹)
۵٫ روایت دیگری که سیّد بن طاووس نقل کرده است که امام رضا (ع) فرمود:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وُلَاهِ عَهْدِهِ وَ الْاَئِمَّهِ مِنْ ولدِه… ؛(۲۰)
امّا این روایت نیز به دلایلی بر مدعا غیر قابل پذیرش است.
الف. روایت از نظر سند ضعیف است.
ب. این روایت بنابر تصریح خود ابن طاووس، دارای متن دیگری نیز میباشد که به این شکل است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وُلَاهِ عَهْدِهِ وَ الْاَئِمَّهِ مِنْ بَعْدِه…» که در آن، کلمه «من ولده» نیست.
جالب این که شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد(۲۱) و کفعمی در مصباح(۲۲) به همین صورت دوم نقل کردهاند.
ج. بر فرض هم که درستی روایت را بپذیریم، باز هم در روایت، نکتهای که حاکی از زمان ولادت فرزندان امام باشد، وجود ندارد و ممکن است به فرزندان آن حضرت پس از ظهور اشاره کرده باشد.
۶٫ میرزا حسین طبرسی نوری در کتاب نجم الثاقب با عنوان «دفع شبه ه نبودن اولاد برای آن حضرت» آورده است:
سیّد بن طاووس در اواخر کتاب جمال الاسبوع(۲۳) گفته که: «من یافتم روایتی به سند متصل به این که از برای مهدی گروهی از اولاد است که والیانند در اطراف شهرها که در دریا است و ایشان دارایند غایت بزرگی و صفات نیکان را».(۲۴)
در مراجعه به جمال الاسبوع در خواهیم یافت که نه فقط سندی بر این ادعا نیاورده، بلکه مشخص نکرده این سخن از چه کسی ذکر شده است.
البته به روایات دیگری نیز استدلال شد که به نظر میرسد آنچه ذکر شد، اهمیّت بیشتری دارد و آن هم که ملاحظه شد، قابلیت استدلال بر این موضوع را ندارند.
افزون بر روایات، به برخی از ادعیه و زیارتنامه ها نیز استدلال شده که در آنها نیز استدلال ناتمام است؛ زیرا استناد قطعی آنها به معصوم (ع) مورد تردید است.
یکی از بزرگان، درباره برخی از آنچه به عنوان دلیل قائلان به زن و فرزند دار بودن حضرت آمده است، مینویسد:
بعضی از روایات، مثل خبر «کمال الدین انباری» و خبر «زین الدین مازندرانی» از جهت غرابت و ضعف ظاهری که در متن آنها است، قابل استناد نمیباشد و بعضی دیگر، همچون فقرات برخی از «ادعیه و زیارات» نیز صراحت ندارد و قابل حمل بر عصر ظهور میباشد.(۲۵)
پس دلیل دوّم قائلان به ازدواج آن حضرت که روایات است، مخدوش میشود و جایی برای استفاده واستدلال به آن باقی نمیماند؛ لذا نمیتوانیم به آن روایات تمسّک کنیم.
۱- . طبرسی نوری، میرزا حسین، نجم الثاقب، ص۴۰۲٫
۲- . سعادت پرور، علی، ظهور نور, ص۱۲۳٫
۳- . نساء (۴): آیه ۳٫
۴- . نور (۲۴): آیه ۳۲٫
۵- . علامه مجلسی, بحارالانوار, ج۱۰۰, ص۲۲۰٫
۶- . شیخ کلینی, کافی, ج۵, ص۳۲۸٫
۷- . علامه مجلسی, بحارالانوار, ج۷۹, ص۲۱۱٫
۸- . شیخ کلینی, کافی, ج۵, ص۳۲۹٫
۹- . علامه مجلسی, بحار الانوار, ج۱۰۰,ص۲۲۰٫
۱۰- . شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص۱۶۱٫
۱۱- . نعمانی، الغیبه, ص ۱۷۲٫
۱۲- . صافی گلپایگانی، لطف الله، پاسخ ده پرسش، ص۵۴٫
۱۳- . صدر، سیّد محمد, تاریخ غیبت کبرا, ترجمه سیّد حسن افتخار زاده, ص۸۵٫
۱۴- . سیّد جعفر مرتضی, جزیره خضرا در ترازوی نقد, ترجمه: محمد سپهری, ص۲۱۸٫
۱۵- . علامه مجلسی, بحار الانوار, ج۵۲، ص ۱۵۹٫
۱۶- . محدث نوری, نجم الثاقب, باب هفتم, حکایت ۳۷٫ با وجود اینکه وی حکایت را از بحار الانوار نقل کرده است, ولی تفاوتهای فراوانی با نقل علامه مجلسی دارد.
۱۷- . علامه مجلسی;، بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۸۱، باب ۲۷٫
۱۸- . سیّد بن طاووس, جمال الاسبوع, ص۵۰۶٫
۱۹- . سیّد جعفر مرتضی, جزیره خضرا در ترازوی نقد, ترجمه: محمد سپهری, ص۲۲۰٫
۲۰- . جمال الاسبوع, ص۵۱۲٫
۲۱- . شیخ طوسی, مصباح المتهجد, ص۴۰۹٫
۲۲- . کفعمی, المصباح, ص۵۴۸٫
۲۳- . سیّد بن طاوس، جمال الاسبوع، ص۵۱۲٫
۲۴- . طبرسی نوری، میرزا حسین، نجم الثاقب، ص۴۰۲٫
۲۵- . صافی گلپایگانی، لطف الله، پاسخ ده پرسش، ص۵۴ ـ ۵۵٫
برگرفته از کتاب درس نامه مهدویت نوشته: خدامراد سلیمیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *